قارچ سخنگو

راز قارچ آبی: آیا قارچ‌ها حرف می‌زنند؟

کاور پادکست روهین کودک برای قصه قاچ سخنگو - یک موش کوچولو مقابل یک قارچ بزرگ آبی رنگ ایستاده است و با تعجب نگاه می‌کند.

به نام خداوند بخشنده و مهربان سلام… سلام بچه‌ها! حال و احوالتون چطوره؟ دماغتون چاقه؟ خیلی خیلی خوشحالم که گوش‌هاتون با منه! قراره امشبم، مثل هر شب، سوار قالیچه‌ی پرنده‌ی خیال بشیم و به دنیای قصه‌ها و ماجراهای هیجان‌انگیز سفر کنیم. اسم قصه امشب روهین اینه: «قارچ سخنگو» گوش‌هاتونو تیز کنید… آماده‌اید؟ … پس بزن بریم!

یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربون هیچکس نبود. توی یه جنگل زیبا، توی شهر قصه‌ها، روی کنده‌ی یه درخت، چهار تا دوست با هم زندگی می‌کردن: یک مارمولک، یک قورباغه، یک لاک‌پشت و یک موش.

یک روز مارمولک بادی به غبغبش انداخت و گفت: «هر وقت من دُمم را از دست بدهم، می‌تونم دُم جدیدی به جای اون در بیاوم. تو چیکار بلدی لاکپشت؟» لاک‌پشت گفت: «من می‌تونم خودمو زیر لاکم، که مثل یک قوطیه، پنهون کنم. جوری که هیچکس دستش به من نرسه! تو چی موش؟ موش که خیلی ترسو بود، لرزید و گفت: «من فقط می‌تونم فرار کنم.»

دوستانش قاه قاه بهش خندیدن. قورباغه سرشو بالا گرفت و با افتخار گفت: «من بلدم زیر آب شنا کنم.» همینطور داشتن گپ می‌زدن، که یهوو یه دونه بلوط، از درخت کناری افتاد زمین. موش که از صدای افتادن دونه بلوط حسابی ترسید، پا به فرار گذاشت. دوید و رفت، تا خودشو یه جایی پنهون کنه.

همینجور که داشت می‌دوید، یه قارچ بزرگ پیدا کرد و رفت زیر اون تا مخفی شه. خیلی ترسیده بود. کلاه قارچ بزرگ، مثل آسمون وسط تابستان، آبیِ آبی بود. آقا موشه کلی زیر قارچ موند تا خیالش راحت شه. انقدر اونجا نشست که همون‌جا خوابش برد. یهو با صدای عجیبی، وحشت‌زده از خواب پرید: «بووووم!»

آقا موشه یه نگاهی به دور و برش انداخت. قلبش تاپ و توپ صدا می‌داد. از ترس خشکش زده بود. با خودش گفت: «حتما خواب دیدم.» بعد، دوباره، رفت زیر سایه‌ی خنک قارچ. داشت خوابش می‌برد که دوباره همون صدای عجیبو شنید: «بووووم!» صدا، از قارچ میومد!

این بار، دیگه موش، بیشتر از اون که بترسه، شگفت‌زده شد. موش رو به قارچ کرد و بریده بریده گفت: «تو می‌تونی حرف بزنی؟» خب بچه‌ها… دوست دارین ادامه داستانو بشنوین؟ پس زود برمی‌گردم…

بچه‌ها… به نظرتون قارچ می‌تونست حرف بزنه؟ معلومه که نه قارچ نمی‌تونست جواب بده، اما بعد از مدت کوتاهی دوباره همون صدا از قارچ شنیده شد: «بوم!» موش خیلی زود فهمید که قارچ واقعاً نمی‌تونه حرف بزنه، بلکه فقط می‌تونه بگه: «بوم.» یهو یه فکری به خاطرش رسید.

آقا موشه، رفت به طرف دوستاش و به اونا گفت: «من یه چیز مهم کشف کردم! من یه قارچی رو کشف کردم که حرف می‌زنه. این قارچ، تنها قارچ سخنگوی جهانه و… خب البته، یک قااارچ واقعیه. من تلاش کردم تا زبونشو بفهمم.» بعد، اقا موشه دوستاشو برد به وسط جنگل؛ همون جایی که قارچ آبی روی پاش ایستاده بود. آقا موشه رو به قارچ کرد و گفت: «قارچ! حرف بزن!»

قارچ گفت: «بوم!» دوستای موش با تعجب ازش پرسیدن: « چی می‌گه؟» موش گفت: «قارچ می‌گه که همه‌ی حیوانات باید به موش احترام بذارن.» 😀😀 خب بچه‌ها، خبر کشف تازه‌ی موش، به سرعت، همه جا پیچید.

دوستای موش، براش یه تاج درست کردن. حیوانات جنگل، از راه‌های دور به دیدن موش می‌آمدن. تاج گل‌ و خوراکی براش می‌آوردن. موش دیگه از چیزی نمی‌ترسید. مجبور نبود همیشه در حال فرار باشه.

حتی دیگه لازم نبود قدم از قدم برداره و راه بره. حیوانات اونو هر جایی که می‌خواست بره، می‌بردن. پشت لاک‌پشت، یه تکیه گاه از گل براش ساخته بودن، تا موش روی اون بنشینه و به این طرف و اون طرف بره. هر جا که می‌رفت، همه بش احترام می‌ذاشتن.

یه روز، آقا موشه و سه تا دوستاش، تصمیم گرفتن به سفر برن. از میون علفزارها گذشتن و به جایی دور، اونور جنگل رفتن. رفتن کنار تپه‌هایی که، تابحال اون تپه‌ها رو ندیده بودن. قورباغه بالای یکی از تپه‌ها پرید و نیهو از بالای تپه فریاد زد: «نگاه کنید! نگاه کنید!» همه به بالای تپه رفتن. زیر تپه، پُر بود از قارچ آبی. صد تا… دویست تا… عین همون قارچ سخنگوی آقا موشه.

صدای بوم بوم اونا همه جا رو پر کرده بود. موش و دوستاش گیج شدن. بدون این که حرفی بزنن، به آن منظره‌ که انتظار دیدنشو نداشتن، خیره شدن. آقا موشه احساس کرد باید چیزی بگه، اما انگار همه‌ی کلمه‌ها رو فراموش کرده بود. زبونش بند اومده بود و می‌لرزید. دوستای آقا موشه عصبانی شدن و گفتن: «دروغگو! کلاهبردار! متقلب! حقه‌باز…»

موش با سرعتی بیشتر از همیشه، از پیش دوستاش فرار کرد. از کنار قارچ‌های آبی، از وسط جنگل و حتی از کنار درخت پیر هم گذشت. دوید و دوید و دوید. دوستای آقا موشه دیگه هرگز اونو ندیدن.

خب بچه‌ها… اینم از قصه امشب ما! خوب بود؟ خیلی خوشحالم که توی این سفر هیجان‌ا‌نگیز، با روهین همراه بودین. تا ماجراجویی بعدی و یه داستان جدید… خدا یار و نگهدارتون

دیدگاهتان را بنویسید

لیست پخش
ر